السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)
116
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)
است . روزيكه هابيل از دنيا رفت همسرش نزله صاحب فرزندى شد كه آدم ( ع ) او را به پاس قدردانى از پدرش هابيل نام نهاد . خداوند بعد از هابيل فرزند ديگرى بنام شيث يا هبة اللّه را به آدم ارزانى فرمود و بعد از بلوغ ، او با عروسى بهشتى بنام « ناعمة » ازدواج نمود حاصل اين ازدواج دختركى بود بنام « حورية » كه بعدها به ازدواج هابيل درآمد و نسل بعد كه هم اكنون نيز ادامه دارد دنبالهء ازدواج مبارك اين دو تن مىباشد ، زمانيكه دوران نبوت آدم ( ع ) به سر آمد او از جانب خداوند فرمان يافت تا آثار نبوت و گنجينهء دانش رسالت خويش را به فرزندش « شيث » منتقل سازد و او را به رازدارى و تقيه سفارش نمايد چرا كه در غير اين صورت به همان مصيبتى دچار خواهد شد كه گريبانگير هابيل گشت . [ 1 ] « على بن ابراهيم قمى » از امام سجاد ( ع ) اين گونه نقل مىكند : قابيل بر نحوهء كشتن برادرش آگاه نبود تا اينكه با تحريك شيطان و وسوسهء نفسش سر او را در ميان دو سنگ خرد كرد بعد از قتل برادرش دچار حيرت و پريشانى بود و نمىدانست جنازهء او را در كجا قرار دهد تا اينكه دو زاغ در كنار او فرود آمده و بعد از جدال يكى از آنها ديگرى را كشته و او را در ميان خاكها دفن نمود . قابيل كه ضعف خود را مشاهده كرده بود با خود گفت : واى بر من كه بسان اين كلاغ هم نبودم تا بتوانم جسم برادرم را به خاك سپارم . او سپس گودالى كوچك را حفر نمود و هابيل را در ميان آن نهاد . قابيل بعد از آن به خانه بازگشت و آدم ( ع ) كه هابيل را همراه او نديد از وى پيرامون فرزند كوچكش توضيح خواست قابيل كه از جواب صريح به پدرش طفره مىرفت ناگزير او را به محل قتل برادرش آورده و پرده از جنايت خويش برداشت ، آدم ( ع ) آن زمينى را كه خون فرزندش را در خود بلعيده بود به لعنت ياد كرد و بدين خاطر است كه بعد از آن هيچ خاكى خون انسان را در خود فرو نمىبرد ، آنگاه آدم در فراق فرزندش چهل شبانه روز گريست . [ 2 ] امام سجاد ( ع ) مىفرمايند : چهره قابيل در جهت گردش خورشيد قرار داده خواهد شد تا پيوسته گداخته گردد و در هنگام سرما بر پيكرش آب سرد و در گرما
--> [ 1 ] بحار - ج 11 - ص 226 به نقل از كتاب مختصر حسن بن سليمان و كتاب « الشفاء و الجلاء » [ 2 ] تفسير قمى - ج 1 - ص 165